رابطه دختر و پسر

 

 

در ارتباط با رابطه و پيوند دو جنس مخالف به طور كلي سه ديدگاه مطرح است:
1.
  ديدگاه افراطي: در اين نگرش هر گونه ارتباطي با جنس مخالف آزاد و بدون مانع است. (رويكرد ليبراليستي)
به بيان ديگر هيچ گونه حد و مرزي براي اين پيوندها وجود ندارد و آزادي مطلق بر آن‏ها حاكم است.
فرويد و پيروان وي مدعي هستند. اخلاق جنسي کهن بر اساس محدوديت و ممنوعيت است و آنچه ناراحتي بر سر بشر آمده است از ممنوعيت‏ها و محروميت‏ها و ترس‏ها و وحشت‏هاي ناشي از اين ممنوعيت‏ها که در ضمير باطن بشر جايگزين گشته، آمده است. برتراند راسل نيز در اخلاق نويني که پيشنهاد مي‏کند، همين مطلب را اساس قرار مي‏دهد.
راسل در کتاب«جهاني که من مي‏شناسم» مي‏گويد: «اگر از انجام عملي [رفتار جنسي] زياني متوجه ديگران نشود، دليلي نداريم که ارتکاب آن را محکوم کنيم» (جهاني که من مي‏شناسم،



2.
  ديدگاه تفريطي: بر پايه اين رويكرد، هر گونه ارتباط و پيوند با جنس مخالف مردود و مورد نكوهش مي‏باشد.
اين ديدگاه درست در مقابل ديدگاه افراطي است.
برترانت راسل، فيلسوف اجتماعي مشهور معاصر مي‏گويد: «عوامل و عقايد مخالف جنسيت در اعصار خيلي قديم وجود داشته و به خصوص در هر جا که مسيحيت و دين بودا پيروز شد عقيده مزبور نيز تفوّق يافت». وستر مارک مثال‏هاي زيادي از اين فکر عجيب مبني بر اين که «چيز ناپاک و تباهي در روابط جنسي وجود دارد» ذکر مي‏کند.
در آن نقاط دنيا نيز که دور از تأثير مذهب بودا و مسيح بوده است اديان و راهباني بوده‏اند که طرفداري از تجرد مي‏کرده‏اند، مانند اسنيت‏ها در ميان يهوديان ... و بدين طريق يک نهضت عمومي رياضت در دنياي قديم ايجاد شد.» (کتاب زناشويي و اخلاق، ص 26 و 25)
راسل در جاي ديگر مي‏گويد: پدران کليسا از ازدواج به زشت‏ترين صورت ياد کرده‏اند. هدف رياضت اين بوده که مردان را متقي سازد، بنابر اين ازدواج که عمل پستي شمده مي‏شد بايستي منعدم شود. «با تبر بکارت درخت زناشويي را فرو اندازيد» اين عقيده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است. (همان، ص 30)


3.
ديدگاه اعتدالي: بر اساس اين ديدگاه نه آزادي مطلق و رها پذيرفته شده است و نه محدوديت و منع هر گونه رابطه، بلكه ارتباط بين دو جنس مخالف در يك چهارچوب [Context] مشخص تعريف شده است.
ديدگاه اسلام ناظر به نگرش سوم (اعتدالي) است.
 

 


پيامدهاي روابط دختر و پسر پيش از ازدواج
از دو منظر روانشناسانه [
Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] مي‏توان به اين امر پرداخت.
به طور كلي روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پيش از ازدواج، داراي آفت‏ها و آسيب‏هاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. در ذيل به چند نمونه از اين آسيب‏ها اشاره مي‏شود:

1.
فقدان شناخت درست و واقع بينانه: معمولا ادّعا مي‏شود اين گونه روابط و دوستي‏ها به انگيزه ازدواج شكل مي‏گيرد، ولي با كمي دقّت فهميده مي‏شود، روح حاكم بر اين گونه دوستي‏ها، عشق‏ورزي كور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام مي‏فرمايند: «حبّ الشّيء يعمي و يصمّ»، دوست داشتن چيزي انسان را كور و كر مي كند.
در حالي كه تصميم‏گيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكيه بر عقلانيّت و خردورزي ممكن است. دوستي‏هاي قبل از گزينش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بين انسان را كور مي‏سازد و اجازه نمي‏دهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخاب‏ها كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام مي‏گيرد. به دليل نبود شناخت عميق و واقع‏بينانه، زندي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار مي‏سازد.


2.
  ايجاد جو بدبيني: اين گونه دوستي ها نه تنها مشكلي را براي دختران و پسران حل نمي‏كند بلكه بر مشكلات آنان مي‏افزايد.
اين گونه دوستي‏ها
  و روابط اگر به ازدواج بي‏انجامد پس از مدتي از شكل‏گيري زندگي جو بدبيني و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.
پسر به خود مي‏گويد اين دختر وقتي به راحتي با من پيوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست. بنابر اين از كجا معلوم پيش از ارتباط با من، با فرد ديگري طرح دوستي نريخته است. از كجا معلوم كه در آينده با اين كه همسر من است با ديگري ارتباط برقرار نكند؟
دختر نيز همين تصور را نسبت به پسر دارد.
بر اين اساس اين گونه ازدواج‏ها داراي پايه واساسي سست و متزلزل است و تجربه نشان داده كه سريع منجر به طلاق و جدايي مي‏گردد.
بر اساس يك يافته پژوهشي در آمريكا، زوج‏هايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مي‏كنند زندگي زناشويي آنها با مشكلات عديده‏اي رو به رو است و منجر به طلاق مي‏شود. به گزارش ايسنا، دكتر «كاترين كوهان»، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا گفت: طبق آخرين تحقيقات، افرادي
  كه پيش از ازدواج با يكديگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشكلات خود عاجزند، چرا كه نسبت به يكديگر بسيار بدبين هستند. كوهان گفت: طبيعت ارتباطات آزاد اين است كه زوجين چندان انگيزه‏اي براي حل درگيري‏ها و حمايت از مهارت‏هاي خود ندارند. وي افزود: به نظر مي‏رسد ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي كه با يكديگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجرّ به طلاق مي‏شود. وي در پايان گفت: مي‏توانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ وجه سبب دوام زندگي زناشويي نمي‏شود [روزنامه جمهوري اسلامي ش 6571- 29/11/1380 ص 5]

3.
افت تحصيلي يا ركود علمي: اين گونه روابط باعث مي‏شود كه دو طرف تمام فكر و توجه و تمركز خود را صرف ديدارها و ملاقات‏هاي حضوري و تلفني خود بكنند و اين بزرگ‏ترين مانع براي رشد و ترقي علمي است؛ زيرا تحصيل دانش نيازمند تمركز نيروهاي فكري وروحي است.
دل‏مشغولي و اضطرابي كه در اثر اين گونه پيوندها پديد مي‏آيد بزرگ‏ترين سد راه تعالي علمي و تحصيلي است؛ لذا متصديان امور علمي مدارس و دانشگاه‏ها توصيه مي‏كنند. حتي ايام عقد و نامزدي جوانان در بحبوحه تحصيلات نباشد تا آنان بتوانند با تمركز بيشتر فكر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.


4.
عدم اسقبال از تشكيل كانون خانواده: اين گونه روابط و دوستي‏ها معمولا به انگيزه تفنّن و سرگرمي شكل مي‏گيرد و در خلال آن از خود باوري و زودباوري دختران سوء استفاده مي شود. متاسفانه در بسياري موارد بين عشق و هوس تمييز داده نمي‏شود. عشق حقيقي و پاك با هوس‏هاي آلوده و زودگذر، تفاوت جوهري دارد. برخي از اين روابط كه مبتني بر هوسراني و سرگرمي است، پس از مدتي رو به سردي و افول مي‏نهد. جاذبه و دل ربايي‏ها مربوط به روزها و ماه‏هاي اول دوستي است. ولي ديري نمي‏پايد كه اين روابط عادي شده و به جدايي مي كشد. حس تنوع طلبي  انسان از يك طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف ديگر باعث مي‏شود برخي سراغ ازدواج و تشكيل خانواده نروند جامعه‏اي كه از تشكيل كانون خانواده استقبال نكند هيچ‏گونه ضمانتي براي رشد و شكوفايي فضايل انساني در آن وجود ندارد. عمده خوبي‏ها و كمالات والاي انساني در پرتو تشكيل خانواده‏اي سالم، به فعليت مي‏رسد.

5.
  اضطراب، تشويش و احساس نگراني:در دوستي‏هاي موجود بين دختران و پسران، از آنجا که مقاومتي بسيار قوي از طرف پدر يا مادر يا جامعه براي ممانعت از برقراري اين دوستي‏ها وجود دارد، اين گونه دوستي‏ها با مخاطرات رواني گوناگوني از جمله اضطراب و تشويش همراه است.
وجود افکار ديگري چون احساس گناه، نگراني از تهديداتي که توسط پسر براي فاش کردن روابطش با دختر صورت مي‏گيرد، يک تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد.
بنابر اين وجود چنين دلهره‏ها و اضطراب‏هايي که گاهي لطمه‏هاي جبران ناپذيري بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسيب‏هاي اين گونه روابط است.


6.
محروميت از ازدواج پاك: هر انساني در سرشت و نهاد خويش به دنبال پاكي‏ها و نجابت است. دختراني كه در پي اين روابط آلوده هستند در حقيقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و اين امر باعث مي‏شود كه آن‏ها به جرم آلودگي به اين روابط شرايط ازدواج پاك را از دست بدهند. البته اين گونه روابط ناسالم حتي در ازدواج پسران نيز تاخير ايجاد شود و دختران بيش از پسران در معرض اين آسيب قرار دارند. در پايان به چند پرسش اساسي اشاره مي‏شود:
1.
       به نظر شما يك رابطه و پيوند مطلوب چه ويژگي‏هايي دارد؟
2.
       آيا روابطي كه بر پايه هوسراني‏ها و سرگرمي‏هاي زودگذر است، مي‏تواند روابطي پايا و پويا باشد؟
3.
       آيا هر انساني با هر صفت و ويژگي شايسته ارتباط و دوستي است؟
4.
       آيا پسنديده نيست كه انسان سرمايه عشق و محبت خود را براي زندگي آينده خويش پس انداز کند.

 

 

دوستى دختر و پسر در دانشگاهها!

مدت‏ها است اين مسأله فكرم را مشغول كرده است كه با جامعه‏اى كه هر روز را در آن به شب مى‏رسانم، چه كنم. اتفاقاتى كه در دانشگاه مى‏افتد و روابط پسرها و دخترها كه بسيارى از اوقات زشت و ناپسند است، ناشى از بى‏فرهنگى است يا بى‏ايمانى؟ نمى‏دانم ناشى از چيست؛ ولى در جامعه ما كه اسلامى است، واقعاً غير قابل تحمل است و عرف جامعه سنتى ما چنين حركات و روابطى را نمى‏پسندد. خودشان استدلال مى‏كنند در اسلام گفته شده است دو نفر كه يكديگر را دوست داشته باشند به هم محرمند. بااين استدلال بدون هيچ گونه عقد رسمى يا صيغه با هم قدم مى‏زنند و يا حتى گاهى اوقات، به قول خودشان براى شناخت بيش‏تر، بدون اطلاع خانواده‏ها در خلوت باهم صحبت مى‏كنند. آيا در احكام دينى چنين چيزى وجود دارد؟ به نظر شما، وظيفه ما در اين موقعيت چيست و چه بايد بكنيم؟
گاهى اوقات فكر مى‏كنم كاش در دانشگاه‏ها دخترها و پسرها را جدا مى‏كردند؛ ولى باز با خودم مى‏گويم آن وقت اين اتفاقات در پنهان مى‏افتاد و شايد بدتر از اين مى‏شد. واقعاً علت چيست و چه بايد كرد؟
دوست دارم به اين گونه افراد گفته شود فكر نكنند شجاعت به خرج مى‏دهند و در جلوى چشم‏هاى نامحرمان و پسرهاى ديگر با يكديگر قدم مى‏زنند يا دست مى‏دهند و يا شانه به شانه راه مى‏روند.

م.ا.رياضى محض محقق اردبيلى

توجه شما دانشجوى گرامى به مسائل فرهنگى و اجتماعى جامعه، به خصوص لزوم رعايت ارزش‏ها و هنجارهاى دينى و اخلاقى در محيط دانشگاه و احساس مسؤوليت‏تان در برابر برخى نابهنجارى‏ها، قابل تقدير و تحسين است. در اين نامه سه پرسش اصلى به چشم مى‏خورد:
1. آيا صرف دوست داشتن دختر و پسر آن‏ها را محرم مى‏كند؟
2. روابط ناپسند دختر و پسر در دانشگاه‏ها ناشى از چيست و چرا گسترش يافته است؟
3. وظيفه و مسؤوليت ما در اين موقعيت چيست و چه بايد كرد؟
در پاسخ سؤال اول بايد ياد آور شد آنچه سبب ايجاد پيوند زناشويى مى‏شود، خواندن صيغه عقد از سوى زن و مرد يا وكلاى آن‏ها و با اجازه اولياى آن‏ها و حفظ شرايط آن است؛ در غير اين صورت، سببى براى ايجاد زوجيت و محرميت زناشويى وجود ندارد. صرف دوست داشتن متقابل دو نفر، مجوزى براى محرم شدن آن‏ها نيست. معمولاً دوستى‏هاى قبل از ازدواج براى كاميابى‏هاى جنسى و در اثر غلبه شهوات صورت مى‏گيرد؛ نخستين چيزى كه در اين گونه روابط از دست مى‏رود گوهر ارزشمند عفاف و پاكى است و بايد از چنين روابطى كه بدون هيچ‏گونه عقد رسمى يا صيغه و بدون اطلاع خانواده‏ها به بهانه شناخت بيش‏تر صورت مى‏گيرد، جداً پرهيز كرد. بنابراين، پاسخ سؤال اول منفى است.
در پاسخ به سؤال دوم به عواملى چند مى‏توان اشاره كرد:
1. عدم ارضاى صحيح غريزه جنسى
بى‏ترديد ايام جوانى، ايام بيدارى غريزه جنسى و گرايش به جنس مخالف است. در اين ايام شوق جنسى و احساسات بر روان آدمى سايه مى‏افكند؛ ناخودآگاه رفتار، سخن و نگاه جوان را تحت تأثير قرار مى‏دهد و سبب تحريك پذيرى وى در برخورد با جنس مخالف مى‏شود. طبيعى است اين نياز درونى بايد به طور صحيح و مطلوب ارضا و تأمين شود. راه قابل قبول آن نيز ازدواج است؛ ولى متأسفانه به دلايل مختلف فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى - نظير بالا رفتن سطح انتظارت و توقعات خانواده‏ها و توجه به برخى تشريفات غير لازم، معضل اشتغال و آينده شغلى جوانان، ادامه تحصيل آن‏ها و عدم وجود امكانات و شرايط مالى مناسب برخى خانواده‏ها - سن ازدواج دختران و پسران افزايش يافته و در نتيجه ارضا و تأمين عاقلانه و صحيح اين غريزه سركش، به خصوص در دوران جوانى، به انحراف كشيده شده است. بنابراين، اين گونه رفتارهاى نابهنجار در جامعه دينى و سنتى ما روبه فزونى است و اگر نگوييم به يك بحران اجتماعى تبديل شده دست كم مى‏توان آن را يك معضل اجتماعى ناميد. متأسفانه نظام اجتماعى ما تا كنون نتوانسته با فراهم كردن زمينه ازدواج جوانان از گسترش اين رفتارهاى نادرست پيشگيرى كند.

2. احساس نياز به محبت
در اين سنين جوانان خواهان روابط دوستانه و هم سخن شدن با يكديگرند. اريكسون، يكى از روان‏شناسان غرب، مى‏گويد: جوان در اين مرحله مى‏خواهد روابط دوستانه نزديكى با ديگران پيدا كند؛ ارزشمندترين و مهم‏ترين هستى و دارايى‏اش را به فردى ديگر هديه دهد؛ در پى يافتن هويتى جديد است و گمان مى‏كند خانواده و والدينش نمى‏توانند از وى حمايت كنند. بنابراين، اگر اين نياز در محيط خانوادگى به خوبى تأمين نشود يا لطمه بيند و مخدوش شود، نياز به محبت و ابراز محبت و برقرارى ارتباط دوستانه‏اش دچار اختلاف خواهد شد؛ به عبارت ديگر، دختر و پسرى كه عواطف و احساساتشان در درون خانواده ارضا نشود و در جمع خانوادگى احساس غربت و تنهايى كنند، در فضاى باز و آزاد جامعه طعمه افراد فرصت طلب و سودجو مى‏شوند؛ به راحتى در دام افراد شياد مى‏افتند يا حداقل ميل متقابل آن‏ها و جنس مخالف سبب مى‏شود آن‏ها به بهانه‏هاى مختلف از قبيل آشنايى براى ازدواج و تبادل نظر درباره مسائل علمى و درسى آگاهانه يا ناخودآگاه در جهت تأمين و ارضاى اين نيازشان گام بردارند؛ البته با روشى غلط و غير قابل قبول كه مشاهده‏اش شما را مى‏رنجاند.


3. الگو گرفتن از منابع غير خودى‏
متأسفانه بخش قابل توجهى از جوانان ما ارزش‏ها و هنجارهاى اجتماعى خود را از محيطهاى غير خودى و غير اصيل جوامع ديگر مى‏گيرند. بى‏ترديد گسترش ارتباطات اجتماعى و توسعه آن و نيز گسترش و توسعه تكنولوژى و وسائل ارتباط جمعى و «پديده جهانى شدن در همه عرصه‏هاى فرهنگى، اجتماعى، سياسى و...» در اين خودباختگى و روى آوردن به فرهنگ بيگانه نقش اساسى دارد. اين امور سبب مى‏شود جوانان فرهنگ‏ها و ارزش‏هاى ديگر جوامع را الگو قرار دهند و به گمان اين كه اين گونه روابط عامل رشد و نشانه كمال و جرأت و وسيله ابراز شخصيت است، به آن روى آورند. در اين ميان، مسأله رقابت جوانان و به رخ كشيدن خود براى همسالان نقشى عمده ايفا مى‏كند. برخى براى اين كه در جمع دوستان مورد تحسين قرار گيرند و يا دست كم بى‏عرضه و بى‏جرأت خوانده نشوند، به دنبال دوست پسر يا دوست دختر مى‏گردند و با آن كه به خوبى از عواقب سوء اين كارها آگاهند، از آن دست نمى‏كشند.
اما در پاسخ به سؤال سوم شما و اين كه در وضعيت حاضر، در برابر چنين معضل اجتماعى چه بايد كرد؟ به نظر مى‏رسد بايد متناسب باعلل به وجود آورنده و عوامل گسترش دهنده اين مشكل اقداماتى درخور انجام داد. بخشى از اقدامات سودمند در اين مسأله عبارت است از:
الف) ارضاى صحيح و مشروع اين غريزه معقول‏ترين راه براى نجات يافتن از اين گونه رفتارهاى نابهنجار يا كج‏روانه است.
ويل دورانت، دانشمند معروف مغرب زمين، درباره ازدواج مى‏نويسد: اگر راهى پيدا شود كه ازدواج در سال‏هاى طبيعى انجام گيرد، بيمارى‏هاى روانى و انحرافات جنسى كه زندگى را لكه دار كرده است تا نصف تقليل خواهد يافت. شايد به همين جهت است كه در آموزه‏هاى دينى‏مان تسريع در ازدواج فرزندان و جوانان مورد تأكيد قرار گرفته است. اين دستورها و تشويق‏ها گوياى آن است كه مى‏توان با ازدواج از بسيارى انحرافات اخلاقى و جنسى و روابط ناسالم و غير مشروع دو جنس پيشگيرى كرد.
البته اين موضوع به تلاش همگانى خانواده‏ها و مسؤولان و اصلاح نگرش‏ها و آداب و رسوم نادرست و فراهم كردن تسهيلات و امكانات ازدواج بستگى دارد و همه افراد، خانواده‏ها و حكومت وظيفه دارند در مسير تحقق مقدمات ازدواج جوانان بكوشند.
ب) تحكيم روابط خانوادگى و ايجاد فضاى عاطفى مثبت بين والدين و فرزندان و افزايش رابطه صميمانه و نزديك بين اعضاى خانواده عامل پيشگيرانه ديگرى است كه مى‏تواند در ايجاد احساس امنيت و آرامش و تأمين نياز عاطفى نقش مؤثرى داشته باشد. زيرا وقتى جوانان در خانه با محبت و توجه كافى روبه‏رو نشوند، اين محبت و رابطه عاطفى را در بيرون خانه جست و جو مى‏كنند و متناسب با دوران بلوغ و اوجگيرى احساسات غريزى، رابطه خود را با جنس مخالف توسعه مى‏دهند. بنابراين، نياز به محبت در دوره جوانى را بايد با گسترش روابط عاطفى خانوادگى و نيز گسترش رابطه صميمانه و دوستانه بين همسالان هم جنس تأمين كرد و با يافتن دوستان مناسب و ايجاد ارتباطات گرم و عاطفى و انجام برخى فعاليت‏هاى دسته جمعى به اين نياز درونى پاسخ مثبت داد.
ج) خود كنترلى‏
خود كنترلى مى‏تواند جوانان جوياى رشد و كمال و عفت و پاكى همچون شما را در اين فضاى آلوده حفظ كند. با كنترل چشم، گوش و ديگر حواس و نيز كنترل افكارى كه در اين زمينه شكل مى‏گيرد، مى‏توان از تأثير گذارى روابط ناسالم ديگران تا حدود زيادى جلوگيرى كرد. مطمئناً هر چه بيش‏تر ذهن و حواس خود را در اين زمينه مشغول سازيم، بيش‏تر تأثيرپذير خواهيم بود. پس بهتراست اوقات فراغت خودرا با برنامه‏ريزى صحيح پركنيد و با پرهيز از بيكارى و تنهايى و توجه به اين صحنه‏ها، به وظيفه اصلى و مهم دوران دانشجويى كه همان تحصيل علم است، بپردازيد.
در پايان بايد يادآور شد، برخى از عزيزان و جوانان از اشتباه بودن يا عدم مشروعيت بعضى ارتباطهاى خود آگاهى ندارند. برخورد روشنگرانه و با عاطفه ما مى‏تواند به اصلاح و تغيير رفتار آن‏ها انجامد. قطعاً حسن سلوك و رفتار شما در بيان اين موضوع به آن‏ها نقشى تعيين كننده دارد.
كتاب، «جوانان و روابط»، نوشته ابوالقاسم مقيمى حاجى از انتشارات مركز مطالعات و پژوهش‏هاى فرهنگى حوزه علميه قم مى‏تواند را هنماى خوبى در اين زمينه باشد. كتاب ديگرى كه در اين زمينه سودمند مى‏نمايد، «تحليل تربيتى بر روابط دختر و پسر در ايران»، نوشته على اصغر احمدى است كه به وسيله سازمان انجمن اوليا و مربيان منتشر شده است.

 

علي زينتي

 

 

 

 


رابطه دختر و پسر، تا چه حدى مى‏تواند نزديك شود؟
براى پاسخ به اين سؤال، بيان نكات در قالب سؤال لازم است:
1. منظور از روابط بين زن و مرد چيست؟
2. منظور از روابط اجتماعى چيست؟
3. آيا روابط اجتماعى، مستلزم رابطه زن با مرد است و اگر چنين است، اين روابط چگونه بايد باشد؟
روابط بين زن و مرد، به صورت‏هاى زير، متصور است:
1. رابطه زن و شوهرى.
2. رابطه علمى.
3. رابطه حرفه‏اى و شغلى.
4. رابطه دوستانه.

رابطه زن و شوهرى‏
اگر رابطه زن و شوهر بر اساس موازين شرعى و عقد رسمى، تحقق پيدا كند، مورد تأييد و تأكيد اسلام مى‏باشد كه ده‏ها آيه و صدها روايت از معصومين در مورد اهميت ازدواج و روابط زناشويى، شاهد بر اين مدعاست. خانواده، مهم‏ترين كانون و نهاد اجتماعى است كه با ازدواج و رابطه زن و مرد، شكل مى‏گيرد. بنابراين، از نظر اسلام، اين نوع رابطه اجتماعى، مشروع و مورد تأكيد است و زن و مرد، هر دو، در شكل‏گيرى آن سهيمند.

رابطه علمى بين زن و مرد
اين نوع رابطه، با حفظ موازين شرعى و رعايت حدود الهى از ناحيه زن و مرد، مجاز است و بهترين مصداق بارز آن، رابطه بين استاد و شاگرد است؛ اعم از اين كه استاد، زن باشد و شاگرد، مرد يا شاگرد، زن باشد و استاد، مرد. آن چه مهم است، رعايت موازين شرعى است. اگر احكام الهى مراعات شود، اين نوع رابطه، نه تنها مجاز است، بلكه مورد تأكيد اسلام است و اگر حدود الهى مراعات نشود و حريم‏هاى بين محرم و نامحرم شكسته شود، اسلام از اين رابطه، ناخشنود است و از آن، نهى مى‏كند؛ زيرا به ضرر زن، مرد و جامعه است.

 


رابطه شغلى و حرفه‏اى‏
فعاليت‏هاى شغلى موجود در جامعه، به سه دسته تقسيم مى‏شوند:
1. شغل‏هايى كه الزاماً بر عهده زنان است و با وجود زنان، جايز نيست كه مردان، آن شغل‏ها را انتخاب كنند؛ مثل شغل مامايى و كارهايى كه جنبه زنانه محض دارد. در اين گونه موارد، اسلام تأكيد مى‏كند كه شغل‏هاى حساس و مهمى را كه مربوط به بانوان است، خودشان بر عهده گيرند طبعاً نوع رابطه شغلى، در اين جا، بين زنان است و مردان، حق ورود به اين مشاغل را ندارند؛ مگر در شرايط ضرورى.
2. شغل‏هايى كه مخصوص مردان است؛ مثل كارهاى شاق و سختى كه با فيزيك بدن زن و روحيات او سازگار نيست و طبيعى است كه پذيرفتن اين گونه كارها كه براى زن يا جنين او ضرر داشته باشد، جايز نيست.
3. شغل‏هايى كه مشترك بين زنان و مردان است كه اكثر موارد و بيشتر كارها، تقريباً بين زن و مرد مشترك است. در اين گونه كارها، اگر زن و مرد، ضوابط شرعى را رعايت كنند و مرتكب عمل حرامى نشوند، مى‏توانند با هم مشاركت فعال داشته باشند؛ مانند نمايندگى مجلس، معلمى و صدها كار ديگر.

 

 


رابطه دوستى بين دختر و پسر
اين نوع رابطه، از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستى بين دختر و پسر و اين گونه روابط، نهى كرده است؛ زيرا عفت عمومى جامعه، با اين گونه روابط، آسيب جدى مى‏بيند؛ پايه‏هاى ازدواج و خانواده سست مى‏شود و صدها مفسده اخلاقى براى دختر، پسر و جامعه دارد. بدون ترديد، اگر ائمه عليهم‏السلام از حضور زنان در جامعه نهى كرده‏اند، اين نهى، كلى و مطلق نيست؛ بلكه سيره عملى آنها به اين امر مطلق، تخصيص مى‏زند و نشان مى‏دهد كه منظور آنان، اين نيست كه زنان، مطلقاً نبايد در امور اجتماعى مشاركت داشته باشند؛ بلكه منظور آنها اين است كه زنان، بدون دليل موجه، نبايد در ميان مردان و مقابل چشم آنها قرار گيرند و در صورت لزوم، بايد حضورشان در حد نياز و ضرورت باشد و زائد بر آن، به صلاح زنان و جامعه نيست؛ زيرا مى‏تواند مفسده‏هاى زيادى داشته باشد.
نكته ديگرى كه بايد به آن توجه كرد، اين است كه اجتماعى بودن زنان و داشتن جايگاه اجتماعى، مستلزم حضور بى‏رويه و بدون دليل در ميان مردان نيست؛ بلكه خود زنان مى‏توانند تشكل‏هاى اجتماعى - فرهنگى داشته باشند و در اين تشكل‏ها، در زمينه‏هاى گوناگون، حضور فعال داشته باشند. بنابراين، اسلام از حضور و مشاركت زنان در مسائل اجتماعى، نهى نمى‏كند؛ ضوابط، قوانين و حدود اين حضور را مشخص مى‏كند و اين، به خاطر مصونيت زنان از آسيب‏هاى اجتماعى است و از سوى ديگر، به خاطر مصون ماندن جامعه از آسيب‏هايى است كه از ناحيه زنان و مردان فرصت‏طلب، به وجود مى‏آيد. بنابراين، هيچ تناقضى بين آموزه‏هاى دينى وجود ندارد و همه آنها، هماهنگ با يكديگر و متناسب با نياز جامعه انسانى است.
با توجه به شرايط خاص دوران جوانى و طولانى بودن دوران تجرد اغلب دانشجويان و خطرات جدى تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است برادران و خواهران دانشجو، روابط خود را از نظر كمى و كيفى تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت، حفظ كنند. بنابراين، توصيه ما اين است كه به نكات زير توجه كرده، حتماً به آنها عمل كنيد:
1. اگر ضرورتى ايجاب نمى‏كند، از ايجاد رابطه با نامحرم، پرهيز شود و خواهران دانشجو، در مقابل افراد نامحرم، رفتارى متكبرانه داشته باشند؛ نه رفتارى صميمانه. در احكام شرعى آمده است كه در غير ضرورت، مكروه است كه مرد با زن، هم‏صحبت شود؛ مخصوصاً مرد و زن جوان كه علت آن اين است كه چه بسا همين هم‏صحبت شدن‏ها، غرايز جنسى افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهوانى بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطه‏ور شدن در انحراف و فساد شود. در هر حال، انسان بايد دقيقاً درون خود را بكاود و باطنش را عميقاً مطالعه كند تا بفهمد كه صحبت كردن با افراد نامحرم، چه ضرورتى براى او دارد.
2. در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم، تا آن جا كه به شكستن حريم احكام الهى منجر نشود، اشكالى ندارد. بنابراين، گفت‏وگو و نگاه‏هاى متعارف و بدون قصد لذت و ريبه، اشكالى ندارد؛ اما با اين حال، لازم است كه ارتباط در كلاس‏ها، به گونه‏اى باشد كه كمترين اختلاط پديد آيد و در معاشرت و گفت‏وگو، هنجارهاى شرعى زير رعايت شود:
- از گفت‏وگوهاى تحريك كننده پرهيز شود.
- از نگاه‏هاى آلوده و شهوانى خوددارى شود.
- حجاب شرعى رعايت شود.
- قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد.
- دو نفر نامحرم، در محيط بسته، تنها نمانند. بنابراين، سعى كنيد خود را عادت دهيد تا هنگام صحبت با نامحرم، به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتى از بدن او خيره نشويد و قسمت‏هاى باز و پوشيده، برايتان كاملاً مساوى فرض شوند و اين مسأله را با تكرار و تلقين، ادامه دهيد و نيز در همه حال، خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نكنيد.