رابطه دختر و پسر
رابطه دختر و پسر
در ارتباط با رابطه و پيوند دو جنس مخالف به طور كلي سه ديدگاه مطرح است:
1. ديدگاه افراطي: در اين نگرش هر گونه ارتباطي با جنس مخالف آزاد و بدون مانع است. (رويكرد ليبراليستي)
به بيان ديگر هيچ گونه حد و مرزي براي اين پيوندها وجود ندارد و آزادي مطلق بر آنها حاكم است.
فرويد و پيروان وي مدعي هستند. اخلاق جنسي کهن بر اساس محدوديت و ممنوعيت است و آنچه ناراحتي بر سر بشر آمده است از ممنوعيتها و محروميتها و ترسها و وحشتهاي ناشي از اين ممنوعيتها که در ضمير باطن بشر جايگزين گشته، آمده است. برتراند راسل نيز در اخلاق نويني که پيشنهاد ميکند، همين مطلب را اساس قرار ميدهد.
راسل در کتاب«جهاني که من ميشناسم» ميگويد: «اگر از انجام عملي [رفتار جنسي] زياني متوجه ديگران نشود، دليلي نداريم که ارتکاب آن را محکوم کنيم» (جهاني که من ميشناسم،
2. ديدگاه تفريطي: بر پايه اين رويكرد، هر گونه ارتباط و پيوند با جنس مخالف مردود و مورد نكوهش ميباشد.
اين ديدگاه درست در مقابل ديدگاه افراطي است.
برترانت راسل، فيلسوف اجتماعي مشهور معاصر ميگويد: «عوامل و عقايد مخالف جنسيت در اعصار خيلي قديم وجود داشته و به خصوص در هر جا که مسيحيت و دين بودا پيروز شد عقيده مزبور نيز تفوّق يافت». وستر مارک مثالهاي زيادي از اين فکر عجيب مبني بر اين که «چيز ناپاک و تباهي در روابط جنسي وجود دارد» ذکر ميکند.
در آن نقاط دنيا نيز که دور از تأثير مذهب بودا و مسيح بوده است اديان و راهباني بودهاند که طرفداري از تجرد ميکردهاند، مانند اسنيتها در ميان يهوديان ... و بدين طريق يک نهضت عمومي رياضت در دنياي قديم ايجاد شد.» (کتاب زناشويي و اخلاق، ص 26 و 25)
راسل در جاي ديگر ميگويد: پدران کليسا از ازدواج به زشتترين صورت ياد کردهاند. هدف رياضت اين بوده که مردان را متقي سازد، بنابر اين ازدواج که عمل پستي شمده ميشد بايستي منعدم شود. «با تبر بکارت درخت زناشويي را فرو اندازيد» اين عقيده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است. (همان، ص 30)
3. ديدگاه اعتدالي: بر اساس اين ديدگاه نه آزادي مطلق و رها پذيرفته شده است و نه محدوديت و منع هر گونه رابطه، بلكه ارتباط بين دو جنس مخالف در يك چهارچوب [Context] مشخص تعريف شده است.
ديدگاه اسلام ناظر به نگرش سوم (اعتدالي) است.
پيامدهاي روابط دختر و پسر پيش از ازدواج
از دو منظر روانشناسانه [Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] ميتوان به اين امر پرداخت.
به طور كلي روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پيش از ازدواج، داراي آفتها و آسيبهاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. در ذيل به چند نمونه از اين آسيبها اشاره ميشود:
1. فقدان شناخت درست و واقع بينانه: معمولا ادّعا ميشود اين گونه روابط و دوستيها به انگيزه ازدواج شكل ميگيرد، ولي با كمي دقّت فهميده ميشود، روح حاكم بر اين گونه دوستيها، عشقورزي كور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام ميفرمايند: «حبّ الشّيء يعمي و يصمّ»، دوست داشتن چيزي انسان را كور و كر مي كند.
در حالي كه تصميمگيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكيه بر عقلانيّت و خردورزي ممكن است. دوستيهاي قبل از گزينش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بين انسان را كور ميسازد و اجازه نميدهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخابها كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام ميگيرد. به دليل نبود شناخت عميق و واقعبينانه، زندي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار ميسازد.
2. ايجاد جو بدبيني: اين گونه دوستي ها نه تنها مشكلي را براي دختران و پسران حل نميكند بلكه بر مشكلات آنان ميافزايد.
اين گونه دوستيها و روابط اگر به ازدواج بيانجامد پس از مدتي از شكلگيري زندگي جو بدبيني و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.
پسر به خود ميگويد اين دختر وقتي به راحتي با من پيوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست. بنابر اين از كجا معلوم پيش از ارتباط با من، با فرد ديگري طرح دوستي نريخته است. از كجا معلوم كه در آينده با اين كه همسر من است با ديگري ارتباط برقرار نكند؟
دختر نيز همين تصور را نسبت به پسر دارد.
بر اين اساس اين گونه ازدواجها داراي پايه واساسي سست و متزلزل است و تجربه نشان داده كه سريع منجر به طلاق و جدايي ميگردد.
بر اساس يك يافته پژوهشي در آمريكا، زوجهايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي ميكنند زندگي زناشويي آنها با مشكلات عديدهاي رو به رو است و منجر به طلاق ميشود. به گزارش ايسنا، دكتر «كاترين كوهان»، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا گفت: طبق آخرين تحقيقات، افرادي كه پيش از ازدواج با يكديگر رابطه داشتهاند بعد از ازدواج در حلّ مشكلات خود عاجزند، چرا كه نسبت به يكديگر بسيار بدبين هستند. كوهان گفت: طبيعت ارتباطات آزاد اين است كه زوجين چندان انگيزهاي براي حل درگيريها و حمايت از مهارتهاي خود ندارند. وي افزود: به نظر ميرسد ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي كه با يكديگر دوست نبودهاند، سرد و منجرّ به طلاق ميشود. وي در پايان گفت: ميتوانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ وجه سبب دوام زندگي زناشويي نميشود [روزنامه جمهوري اسلامي – ش 6571- 29/11/1380 – ص 5]
3. افت تحصيلي يا ركود علمي: اين گونه روابط باعث ميشود كه دو طرف تمام فكر و توجه و تمركز خود را صرف ديدارها و ملاقاتهاي حضوري و تلفني خود بكنند و اين بزرگترين مانع براي رشد و ترقي علمي است؛ زيرا تحصيل دانش نيازمند تمركز نيروهاي فكري وروحي است.
دلمشغولي و اضطرابي كه در اثر اين گونه پيوندها پديد ميآيد بزرگترين سد راه تعالي علمي و تحصيلي است؛ لذا متصديان امور علمي مدارس و دانشگاهها توصيه ميكنند. حتي ايام عقد و نامزدي جوانان در بحبوحه تحصيلات نباشد تا آنان بتوانند با تمركز بيشتر فكر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.
4. عدم اسقبال از تشكيل كانون خانواده: اين گونه روابط و دوستيها معمولا به انگيزه تفنّن و سرگرمي شكل ميگيرد و در خلال آن از خود باوري و زودباوري دختران سوء استفاده مي شود. متاسفانه در بسياري موارد بين عشق و هوس تمييز داده نميشود. عشق حقيقي و پاك با هوسهاي آلوده و زودگذر، تفاوت جوهري دارد. برخي از اين روابط كه مبتني بر هوسراني و سرگرمي است، پس از مدتي رو به سردي و افول مينهد. جاذبه و دل رباييها مربوط به روزها و ماههاي اول دوستي است. ولي ديري نميپايد كه اين روابط عادي شده و به جدايي مي كشد. حس تنوع طلبي انسان از يك طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف ديگر باعث ميشود برخي سراغ ازدواج و تشكيل خانواده نروند جامعهاي كه از تشكيل كانون خانواده استقبال نكند هيچگونه ضمانتي براي رشد و شكوفايي فضايل انساني در آن وجود ندارد. عمده خوبيها و كمالات والاي انساني در پرتو تشكيل خانوادهاي سالم، به فعليت ميرسد.
5. اضطراب، تشويش و احساس نگراني:در دوستيهاي موجود بين دختران و پسران، از آنجا که مقاومتي بسيار قوي از طرف پدر يا مادر يا جامعه براي ممانعت از برقراري اين دوستيها وجود دارد، اين گونه دوستيها با مخاطرات رواني گوناگوني از جمله اضطراب و تشويش همراه است.
وجود افکار ديگري چون احساس گناه، نگراني از تهديداتي که توسط پسر براي فاش کردن روابطش با دختر صورت ميگيرد، يک تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد.
بنابر اين وجود چنين دلهرهها و اضطرابهايي که گاهي لطمههاي جبران ناپذيري بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسيبهاي اين گونه روابط است.
6. محروميت از ازدواج پاك: هر انساني در سرشت و نهاد خويش به دنبال پاكيها و نجابت است. دختراني كه در پي اين روابط آلوده هستند در حقيقت پشت پا به سرنوشت خود زدهاند و اين امر باعث ميشود كه آنها به جرم آلودگي به اين روابط شرايط ازدواج پاك را از دست بدهند. البته اين گونه روابط ناسالم حتي در ازدواج پسران نيز تاخير ايجاد شود و دختران بيش از پسران در معرض اين آسيب قرار دارند. در پايان به چند پرسش اساسي اشاره ميشود:
1. به نظر شما يك رابطه و پيوند مطلوب چه ويژگيهايي دارد؟
2. آيا روابطي كه بر پايه هوسرانيها و سرگرميهاي زودگذر است، ميتواند روابطي پايا و پويا باشد؟
3. آيا هر انساني با هر صفت و ويژگي شايسته ارتباط و دوستي است؟
4. آيا پسنديده نيست كه انسان سرمايه عشق و محبت خود را براي زندگي آينده خويش پس انداز کند.
دوستى دختر و پسر در دانشگاهها!
مدتها است اين مسأله فكرم را مشغول كرده است كه با جامعهاى كه هر روز را در آن به شب مىرسانم، چه كنم. اتفاقاتى كه در دانشگاه مىافتد و روابط پسرها و دخترها كه بسيارى از اوقات زشت و ناپسند است، ناشى از بىفرهنگى است يا بىايمانى؟ نمىدانم ناشى از چيست؛ ولى در جامعه ما كه اسلامى است، واقعاً غير قابل تحمل است و عرف جامعه سنتى ما چنين حركات و روابطى را نمىپسندد. خودشان استدلال مىكنند در اسلام گفته شده است دو نفر كه يكديگر را دوست داشته باشند به هم محرمند. بااين استدلال بدون هيچ گونه عقد رسمى يا صيغه با هم قدم مىزنند و يا حتى گاهى اوقات، به قول خودشان براى شناخت بيشتر، بدون اطلاع خانوادهها در خلوت باهم صحبت مىكنند. آيا در احكام دينى چنين چيزى وجود دارد؟ به نظر شما، وظيفه ما در اين موقعيت چيست و چه بايد بكنيم؟
گاهى اوقات فكر مىكنم كاش در دانشگاهها دخترها و پسرها را جدا مىكردند؛ ولى باز با خودم مىگويم آن وقت اين اتفاقات در پنهان مىافتاد و شايد بدتر از اين مىشد. واقعاً علت چيست و چه بايد كرد؟
دوست دارم به اين گونه افراد گفته شود فكر نكنند شجاعت به خرج مىدهند و در جلوى چشمهاى نامحرمان و پسرهاى ديگر با يكديگر قدم مىزنند يا دست مىدهند و يا شانه به شانه راه مىروند.
م.ا.رياضى محض محقق اردبيلى
توجه شما دانشجوى گرامى به مسائل فرهنگى و اجتماعى جامعه، به خصوص لزوم رعايت ارزشها و هنجارهاى دينى و اخلاقى در محيط دانشگاه و احساس مسؤوليتتان در برابر برخى نابهنجارىها، قابل تقدير و تحسين است. در اين نامه سه پرسش اصلى به چشم مىخورد:
1. آيا صرف دوست داشتن دختر و پسر آنها را محرم مىكند؟
2. روابط ناپسند دختر و پسر در دانشگاهها ناشى از چيست و چرا گسترش يافته است؟
3. وظيفه و مسؤوليت ما در اين موقعيت چيست و چه بايد كرد؟
در پاسخ سؤال اول بايد ياد آور شد آنچه سبب ايجاد پيوند زناشويى مىشود، خواندن صيغه عقد از سوى زن و مرد يا وكلاى آنها و با اجازه اولياى آنها و حفظ شرايط آن است؛ در غير اين صورت، سببى براى ايجاد زوجيت و محرميت زناشويى وجود ندارد. صرف دوست داشتن متقابل دو نفر، مجوزى براى محرم شدن آنها نيست. معمولاً دوستىهاى قبل از ازدواج براى كاميابىهاى جنسى و در اثر غلبه شهوات صورت مىگيرد؛ نخستين چيزى كه در اين گونه روابط از دست مىرود گوهر ارزشمند عفاف و پاكى است و بايد از چنين روابطى كه بدون هيچگونه عقد رسمى يا صيغه و بدون اطلاع خانوادهها به بهانه شناخت بيشتر صورت مىگيرد، جداً پرهيز كرد. بنابراين، پاسخ سؤال اول منفى است.
در پاسخ به سؤال دوم به عواملى چند مىتوان اشاره كرد:
1. عدم ارضاى صحيح غريزه جنسى
بىترديد ايام جوانى، ايام بيدارى غريزه جنسى و گرايش به جنس مخالف است. در اين ايام شوق جنسى و احساسات بر روان آدمى سايه مىافكند؛ ناخودآگاه رفتار، سخن و نگاه جوان را تحت تأثير قرار مىدهد و سبب تحريك پذيرى وى در برخورد با جنس مخالف مىشود. طبيعى است اين نياز درونى بايد به طور صحيح و مطلوب ارضا و تأمين شود. راه قابل قبول آن نيز ازدواج است؛ ولى متأسفانه به دلايل مختلف فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى - نظير بالا رفتن سطح انتظارت و توقعات خانوادهها و توجه به برخى تشريفات غير لازم، معضل اشتغال و آينده شغلى جوانان، ادامه تحصيل آنها و عدم وجود امكانات و شرايط مالى مناسب برخى خانوادهها - سن ازدواج دختران و پسران افزايش يافته و در نتيجه ارضا و تأمين عاقلانه و صحيح اين غريزه سركش، به خصوص در دوران جوانى، به انحراف كشيده شده است. بنابراين، اين گونه رفتارهاى نابهنجار در جامعه دينى و سنتى ما روبه فزونى است و اگر نگوييم به يك بحران اجتماعى تبديل شده دست كم مىتوان آن را يك معضل اجتماعى ناميد. متأسفانه نظام اجتماعى ما تا كنون نتوانسته با فراهم كردن زمينه ازدواج جوانان از گسترش اين رفتارهاى نادرست پيشگيرى كند.
2. احساس نياز به محبت
در اين سنين جوانان خواهان روابط دوستانه و هم سخن شدن با يكديگرند. اريكسون، يكى از روانشناسان غرب، مىگويد: جوان در اين مرحله مىخواهد روابط دوستانه نزديكى با ديگران پيدا كند؛ ارزشمندترين و مهمترين هستى و دارايىاش را به فردى ديگر هديه دهد؛ در پى يافتن هويتى جديد است و گمان مىكند خانواده و والدينش نمىتوانند از وى حمايت كنند. بنابراين، اگر اين نياز در محيط خانوادگى به خوبى تأمين نشود يا لطمه بيند و مخدوش شود، نياز به محبت و ابراز محبت و برقرارى ارتباط دوستانهاش دچار اختلاف خواهد شد؛ به عبارت ديگر، دختر و پسرى كه عواطف و احساساتشان در درون خانواده ارضا نشود و در جمع خانوادگى احساس غربت و تنهايى كنند، در فضاى باز و آزاد جامعه طعمه افراد فرصت طلب و سودجو مىشوند؛ به راحتى در دام افراد شياد مىافتند يا حداقل ميل متقابل آنها و جنس مخالف سبب مىشود آنها به بهانههاى مختلف از قبيل آشنايى براى ازدواج و تبادل نظر درباره مسائل علمى و درسى آگاهانه يا ناخودآگاه در جهت تأمين و ارضاى اين نيازشان گام بردارند؛ البته با روشى غلط و غير قابل قبول كه مشاهدهاش شما را مىرنجاند.
3. الگو گرفتن از منابع غير خودى
متأسفانه بخش قابل توجهى از جوانان ما ارزشها و هنجارهاى اجتماعى خود را از محيطهاى غير خودى و غير اصيل جوامع ديگر مىگيرند. بىترديد گسترش ارتباطات اجتماعى و توسعه آن و نيز گسترش و توسعه تكنولوژى و وسائل ارتباط جمعى و «پديده جهانى شدن در همه عرصههاى فرهنگى، اجتماعى، سياسى و...» در اين خودباختگى و روى آوردن به فرهنگ بيگانه نقش اساسى دارد. اين امور سبب مىشود جوانان فرهنگها و ارزشهاى ديگر جوامع را الگو قرار دهند و به گمان اين كه اين گونه روابط عامل رشد و نشانه كمال و جرأت و وسيله ابراز شخصيت است، به آن روى آورند. در اين ميان، مسأله رقابت جوانان و به رخ كشيدن خود براى همسالان نقشى عمده ايفا مىكند. برخى براى اين كه در جمع دوستان مورد تحسين قرار گيرند و يا دست كم بىعرضه و بىجرأت خوانده نشوند، به دنبال دوست پسر يا دوست دختر مىگردند و با آن كه به خوبى از عواقب سوء اين كارها آگاهند، از آن دست نمىكشند.
اما در پاسخ به سؤال سوم شما و اين كه در وضعيت حاضر، در برابر چنين معضل اجتماعى چه بايد كرد؟ به نظر مىرسد بايد متناسب باعلل به وجود آورنده و عوامل گسترش دهنده اين مشكل اقداماتى درخور انجام داد. بخشى از اقدامات سودمند در اين مسأله عبارت است از:
الف) ارضاى صحيح و مشروع اين غريزه معقولترين راه براى نجات يافتن از اين گونه رفتارهاى نابهنجار يا كجروانه است.
ويل دورانت، دانشمند معروف مغرب زمين، درباره ازدواج مىنويسد: اگر راهى پيدا شود كه ازدواج در سالهاى طبيعى انجام گيرد، بيمارىهاى روانى و انحرافات جنسى كه زندگى را لكه دار كرده است تا نصف تقليل خواهد يافت. شايد به همين جهت است كه در آموزههاى دينىمان تسريع در ازدواج فرزندان و جوانان مورد تأكيد قرار گرفته است. اين دستورها و تشويقها گوياى آن است كه مىتوان با ازدواج از بسيارى انحرافات اخلاقى و جنسى و روابط ناسالم و غير مشروع دو جنس پيشگيرى كرد.
البته اين موضوع به تلاش همگانى خانوادهها و مسؤولان و اصلاح نگرشها و آداب و رسوم نادرست و فراهم كردن تسهيلات و امكانات ازدواج بستگى دارد و همه افراد، خانوادهها و حكومت وظيفه دارند در مسير تحقق مقدمات ازدواج جوانان بكوشند.
ب) تحكيم روابط خانوادگى و ايجاد فضاى عاطفى مثبت بين والدين و فرزندان و افزايش رابطه صميمانه و نزديك بين اعضاى خانواده عامل پيشگيرانه ديگرى است كه مىتواند در ايجاد احساس امنيت و آرامش و تأمين نياز عاطفى نقش مؤثرى داشته باشد. زيرا وقتى جوانان در خانه با محبت و توجه كافى روبهرو نشوند، اين محبت و رابطه عاطفى را در بيرون خانه جست و جو مىكنند و متناسب با دوران بلوغ و اوجگيرى احساسات غريزى، رابطه خود را با جنس مخالف توسعه مىدهند. بنابراين، نياز به محبت در دوره جوانى را بايد با گسترش روابط عاطفى خانوادگى و نيز گسترش رابطه صميمانه و دوستانه بين همسالان هم جنس تأمين كرد و با يافتن دوستان مناسب و ايجاد ارتباطات گرم و عاطفى و انجام برخى فعاليتهاى دسته جمعى به اين نياز درونى پاسخ مثبت داد.
ج) خود كنترلى
خود كنترلى مىتواند جوانان جوياى رشد و كمال و عفت و پاكى همچون شما را در اين فضاى آلوده حفظ كند. با كنترل چشم، گوش و ديگر حواس و نيز كنترل افكارى كه در اين زمينه شكل مىگيرد، مىتوان از تأثير گذارى روابط ناسالم ديگران تا حدود زيادى جلوگيرى كرد. مطمئناً هر چه بيشتر ذهن و حواس خود را در اين زمينه مشغول سازيم، بيشتر تأثيرپذير خواهيم بود. پس بهتراست اوقات فراغت خودرا با برنامهريزى صحيح پركنيد و با پرهيز از بيكارى و تنهايى و توجه به اين صحنهها، به وظيفه اصلى و مهم دوران دانشجويى كه همان تحصيل علم است، بپردازيد.
در پايان بايد يادآور شد، برخى از عزيزان و جوانان از اشتباه بودن يا عدم مشروعيت بعضى ارتباطهاى خود آگاهى ندارند. برخورد روشنگرانه و با عاطفه ما مىتواند به اصلاح و تغيير رفتار آنها انجامد. قطعاً حسن سلوك و رفتار شما در بيان اين موضوع به آنها نقشى تعيين كننده دارد.
كتاب، «جوانان و روابط»، نوشته ابوالقاسم مقيمى حاجى از انتشارات مركز مطالعات و پژوهشهاى فرهنگى حوزه علميه قم مىتواند را هنماى خوبى در اين زمينه باشد. كتاب ديگرى كه در اين زمينه سودمند مىنمايد، «تحليل تربيتى بر روابط دختر و پسر در ايران»، نوشته على اصغر احمدى است كه به وسيله سازمان انجمن اوليا و مربيان منتشر شده است.
علي زينتي
رابطه دختر و پسر، تا چه حدى مىتواند نزديك شود؟
براى پاسخ به اين سؤال، بيان نكات در قالب سؤال لازم است:
1. منظور از روابط بين زن و مرد چيست؟
2. منظور از روابط اجتماعى چيست؟
3. آيا روابط اجتماعى، مستلزم رابطه زن با مرد است و اگر چنين است، اين روابط چگونه بايد باشد؟
روابط بين زن و مرد، به صورتهاى زير، متصور است:
1. رابطه زن و شوهرى.
2. رابطه علمى.
3. رابطه حرفهاى و شغلى.
4. رابطه دوستانه.
رابطه زن و شوهرى
اگر رابطه زن و شوهر بر اساس موازين شرعى و عقد رسمى، تحقق پيدا كند، مورد تأييد و تأكيد اسلام مىباشد كه دهها آيه و صدها روايت از معصومين در مورد اهميت ازدواج و روابط زناشويى، شاهد بر اين مدعاست. خانواده، مهمترين كانون و نهاد اجتماعى است كه با ازدواج و رابطه زن و مرد، شكل مىگيرد. بنابراين، از نظر اسلام، اين نوع رابطه اجتماعى، مشروع و مورد تأكيد است و زن و مرد، هر دو، در شكلگيرى آن سهيمند.
رابطه علمى بين زن و مرد
اين نوع رابطه، با حفظ موازين شرعى و رعايت حدود الهى از ناحيه زن و مرد، مجاز است و بهترين مصداق بارز آن، رابطه بين استاد و شاگرد است؛ اعم از اين كه استاد، زن باشد و شاگرد، مرد يا شاگرد، زن باشد و استاد، مرد. آن چه مهم است، رعايت موازين شرعى است. اگر احكام الهى مراعات شود، اين نوع رابطه، نه تنها مجاز است، بلكه مورد تأكيد اسلام است و اگر حدود الهى مراعات نشود و حريمهاى بين محرم و نامحرم شكسته شود، اسلام از اين رابطه، ناخشنود است و از آن، نهى مىكند؛ زيرا به ضرر زن، مرد و جامعه است.
رابطه شغلى و حرفهاى
فعاليتهاى شغلى موجود در جامعه، به سه دسته تقسيم مىشوند:
1. شغلهايى كه الزاماً بر عهده زنان است و با وجود زنان، جايز نيست كه مردان، آن شغلها را انتخاب كنند؛ مثل شغل مامايى و كارهايى كه جنبه زنانه محض دارد. در اين گونه موارد، اسلام تأكيد مىكند كه شغلهاى حساس و مهمى را كه مربوط به بانوان است، خودشان بر عهده گيرند طبعاً نوع رابطه شغلى، در اين جا، بين زنان است و مردان، حق ورود به اين مشاغل را ندارند؛ مگر در شرايط ضرورى.
2. شغلهايى كه مخصوص مردان است؛ مثل كارهاى شاق و سختى كه با فيزيك بدن زن و روحيات او سازگار نيست و طبيعى است كه پذيرفتن اين گونه كارها كه براى زن يا جنين او ضرر داشته باشد، جايز نيست.
3. شغلهايى كه مشترك بين زنان و مردان است كه اكثر موارد و بيشتر كارها، تقريباً بين زن و مرد مشترك است. در اين گونه كارها، اگر زن و مرد، ضوابط شرعى را رعايت كنند و مرتكب عمل حرامى نشوند، مىتوانند با هم مشاركت فعال داشته باشند؛ مانند نمايندگى مجلس، معلمى و صدها كار ديگر.
رابطه دوستى بين دختر و پسر
اين نوع رابطه، از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستى بين دختر و پسر و اين گونه روابط، نهى كرده است؛ زيرا عفت عمومى جامعه، با اين گونه روابط، آسيب جدى مىبيند؛ پايههاى ازدواج و خانواده سست مىشود و صدها مفسده اخلاقى براى دختر، پسر و جامعه دارد. بدون ترديد، اگر ائمه عليهمالسلام از حضور زنان در جامعه نهى كردهاند، اين نهى، كلى و مطلق نيست؛ بلكه سيره عملى آنها به اين امر مطلق، تخصيص مىزند و نشان مىدهد كه منظور آنان، اين نيست كه زنان، مطلقاً نبايد در امور اجتماعى مشاركت داشته باشند؛ بلكه منظور آنها اين است كه زنان، بدون دليل موجه، نبايد در ميان مردان و مقابل چشم آنها قرار گيرند و در صورت لزوم، بايد حضورشان در حد نياز و ضرورت باشد و زائد بر آن، به صلاح زنان و جامعه نيست؛ زيرا مىتواند مفسدههاى زيادى داشته باشد.
نكته ديگرى كه بايد به آن توجه كرد، اين است كه اجتماعى بودن زنان و داشتن جايگاه اجتماعى، مستلزم حضور بىرويه و بدون دليل در ميان مردان نيست؛ بلكه خود زنان مىتوانند تشكلهاى اجتماعى - فرهنگى داشته باشند و در اين تشكلها، در زمينههاى گوناگون، حضور فعال داشته باشند. بنابراين، اسلام از حضور و مشاركت زنان در مسائل اجتماعى، نهى نمىكند؛ ضوابط، قوانين و حدود اين حضور را مشخص مىكند و اين، به خاطر مصونيت زنان از آسيبهاى اجتماعى است و از سوى ديگر، به خاطر مصون ماندن جامعه از آسيبهايى است كه از ناحيه زنان و مردان فرصتطلب، به وجود مىآيد. بنابراين، هيچ تناقضى بين آموزههاى دينى وجود ندارد و همه آنها، هماهنگ با يكديگر و متناسب با نياز جامعه انسانى است.
با توجه به شرايط خاص دوران جوانى و طولانى بودن دوران تجرد اغلب دانشجويان و خطرات جدى تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است برادران و خواهران دانشجو، روابط خود را از نظر كمى و كيفى تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت، حفظ كنند. بنابراين، توصيه ما اين است كه به نكات زير توجه كرده، حتماً به آنها عمل كنيد:
1. اگر ضرورتى ايجاب نمىكند، از ايجاد رابطه با نامحرم، پرهيز شود و خواهران دانشجو، در مقابل افراد نامحرم، رفتارى متكبرانه داشته باشند؛ نه رفتارى صميمانه. در احكام شرعى آمده است كه در غير ضرورت، مكروه است كه مرد با زن، همصحبت شود؛ مخصوصاً مرد و زن جوان كه علت آن اين است كه چه بسا همين همصحبت شدنها، غرايز جنسى افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهوانى بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطهور شدن در انحراف و فساد شود. در هر حال، انسان بايد دقيقاً درون خود را بكاود و باطنش را عميقاً مطالعه كند تا بفهمد كه صحبت كردن با افراد نامحرم، چه ضرورتى براى او دارد.
2. در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم، تا آن جا كه به شكستن حريم احكام الهى منجر نشود، اشكالى ندارد. بنابراين، گفتوگو و نگاههاى متعارف و بدون قصد لذت و ريبه، اشكالى ندارد؛ اما با اين حال، لازم است كه ارتباط در كلاسها، به گونهاى باشد كه كمترين اختلاط پديد آيد و در معاشرت و گفتوگو، هنجارهاى شرعى زير رعايت شود:
- از گفتوگوهاى تحريك كننده پرهيز شود.
- از نگاههاى آلوده و شهوانى خوددارى شود.
- حجاب شرعى رعايت شود.
- قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد.
- دو نفر نامحرم، در محيط بسته، تنها نمانند. بنابراين، سعى كنيد خود را عادت دهيد تا هنگام صحبت با نامحرم، به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتى از بدن او خيره نشويد و قسمتهاى باز و پوشيده، برايتان كاملاً مساوى فرض شوند و اين مسأله را با تكرار و تلقين، ادامه دهيد و نيز در همه حال، خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نكنيد.
لطفا هر مقاله ای میخواین نظر خودتونو بدین تا اون مقاله رو واستون بزارم